تبليغاتX
اینجا برای از تو نوشتن هوا کم است اینجا برای از تو نوشتن هوا کم است

درباره ی ما


دوتا دیوونه ی به اصطلاح عاشقیم.5تیر 85 مثل خیلی از دیوونه ها فکر کردیم با هم خوشبخت میشیم.برای این خوشبختی تا الان کلی مشق عشق کردیم.البته کلی هم غلط غولوط داشتیما.اما درستش کردیم.میخوایم این دیوونگی رو یه روز تو شناسنممون ثبت کنیم.اینجا هم از روزهای با هم بودنمون یادگاری میذاریم.
=========
و ان یکاد الذین کفرو الیز لقونک بابصارهم لما سمعو الذکر و یقولون انه لمجنون و ما هو الاذکر للعالمین

پیوند روزانه


Far30Mobile
SHophaa

زیبا ترین قالب های وبلاگ
بزرگترین لینک باکس ايرانيان
هاست و دامين

جستجو

"لطفا از کلمات کلیدی برای جستجو استفاده کنید !!!



طراح قالب


www.TakTemp.com


Main

My profileRegistration

Log out


اینجا برای از تو نوشتن هوا کم است

موضوع:

نوشته شده توسط :من و تو = خودمون | لينک ثابت |شنبه هفدهم مرداد 1388|

موضوع:

نوشته شده توسط :من و تو = خودمون | لينک ثابت |یکشنبه یازدهم مرداد 1388|

موضوع:

نوشته شده توسط :من و تو = خودمون | لينک ثابت |یکشنبه یازدهم مرداد 1388|

موضوع:

http://dogme.blogfa.com/

ادرس جدید وب

خواستید تشریف بیارید

نوشته شده توسط :من و تو = خودمون | لينک ثابت |جمعه بیست و ششم تیر 1388|

موضوع:

سلام

این وب الان ۴ سالشه

اما بازم وقتی به تاریخ تولدش نگاه میکنی میبینی.........

قسمت بوده که این ۴سال پر بشه

میام و برای همتون تعریف میکنم.اما دارم یه وب جدید میسازم.خبرتون میکنم که بیاین.

اونجا از نو شروع میکنیم

..........

همه چی خوب.ممنون که نگرانمون بودید

دوستون دارم هوار تا

نوشته شده توسط :من و تو = خودمون | لينک ثابت |جمعه بیست و ششم تیر 1388|

دست نوشته شنبلیله خانم جون
موضوع:

هر روز...   روز توست...!

هر روز،روز تولد توست اگر واقعا تصمیم بگیری آن روز را به نفع خودت تغییر دهی!

تاریخ تولد فقط یک بهانه است تا فراموش نکنی آمدنت را.

هر روز، روزتولد توست... روزما...!

اگر بر این باور باشی که باآغاز طلوعی دوباره این تویی که روز را برای خویشتن، خویش شروع میکنی،آن روز،روز توست...!

...روزی که گر داننده آن باشی روز تو خواهد بود..!

این تویی که هر روز به وجود می آیی تاریخ تولد بزای یاد آوری وجود پا حضور توست و صبح آغزشده اکنون یادآوری میکندکه تو ارزشمندی و باید به کمال برسی،تغییر دهی و تغییر کنی...!

ببینی و باور کنی هر آنچه را که در وجودتمی یابی و می پنداری!

                                                                      11/8/85

 

 

 

اگر تو میخواهی صد سال زندگی کنی من میخواهم یک روز کمتر از صد سال زندگی کنم

آخه من هرگز نمیتونم بدون تو زنده باشم!

                                                                 تابستان 86

نوشته شده توسط :من و تو = خودمون | لينک ثابت |پنجشنبه بیست و پنجم تیر 1388|

موضوع:

چند پست آخرو که داشتم میذارم

واقعا نازن

دوست دارم خانومی جون

.......................................................

.......................................................

می پرستمت
چه بخواهی چه نخواهی
تو که عددی...!
ببخشید اما، اینحور موقع ها
شما که جای خود
خدا هم آستین بالا بزند
تیرش به سنگ می خورد

.....طعم گس خوزشید

....................

.............................................................

 

همه زندگیم رو برات میدم

فقط همرام باشو مثبت فکر کن

انقدر ایه ی یاس نخون

من و تو هم میتونیم.چی کم داریم که نشه یا نتونیم؟

عکس بالا عشقولانه است

دلم قلقلکش اومد

 

.......................................................................

 

کاره ای نبودم که تو را یافتم

بازی گوشی های کودکی کار دستم داده بود

تا مثل کلاس اولی ها برایت موشک کاغذی بسازم

دیوانه ات شوم ، گازت بگیرم

و مثل ندید بدیدها دوستت بدارم .

چقدر یادت گرفته ام دختر بافتنی

دختر پیرترین ناخدای دریاهای دور

*** 

فردا

اگر بیایی باغمان

تو را جای دانه ی آلبالو می کارم

و چند ماه بعد

کال کال تو را می خورم !

 

.......................................................................

 

یه موقع هایی هیچ کس و هیچ چیز رو نمیخوای جز اونیکه شده زندگیت

نه مامان که همیشه سنگ صبوره.....

نه بابا که همیشه راهنماییت میکنه و پشتت....

نه برادر گرام که انقدر میخندونت تا غصه ها یادت بره.....

نه هیچ کس دیگه.

فقط خودش رو میخوای....صداش رو....حرفها و شیطنتش ....

فقط صبوری اونو میخوای...حمایتش که....

اما اون نمیدونه.نمیفهمه.شایدم خودش نمیخواد....

چقدر راحت یه دنیا رو میسازی و چقدر راحت تر اون دنیا خراب میشه

بعد میشینی پای اون خراب ها و های های اشگ میریزی و بلاتکلیفی که از کجا بسازیش

اونم تنهایی/چون کسی که کمک کرد که خراب شه پا پس کشیده

ازین که خودت رو کوچیک کنی...خسته ایی.

بخوای کوتا بیای خسته ایی.

بخوای یه دنیا بی تفاوتی ببینی خسته ایی.

وای خدا...خدا جون یا حالا خدا خان...همونی که به حرفاک گوش نمیدی کمک میخوام

 

...............................................................................

 

 یک استکان، سلامتی چشمهایتان

آقا سلام! شعر سرودم برایتان

آقا سلام! آمده ام آسمان به دست

یعنی که شاهنامه ی ما آخرش خوش است

اینجا جنون وسوسه ها آب می شود

گُردآفرید عاشق سهراب می شود

خورشید روی قلب زمین دست می کشد

مهتاب را دوباره به بن بست می کشد

دیوانه وار عاشقی از سر گرفته ام

تا ناکجای قلب شما پر گرفته ام

موج نگاه خیس مرا باد می برد

تا عشق هم مقابل من کم بیاورد

حس می کنم زمان به عقب باز گشته است

پیشانی ام دوباره به تب باز گشته است

حس می کنم که فاصله آوار می شود

تاریخ زخمهای تو تکرار می شود

حس می کنم تمام حواسی که داشتم

در انفجار قلب شما جا گذاشتم

تنهایی ام سکوت تو را درد می کشد

این روزهای مرده، خدا درد می کشد

سر در گمم تمام دلم گیج می خورد

در ازدحام شادی و غم گیج می خورد

* * *

شاعر میان مثنوی اش خسته می شود

پلک همیشه باز غزل بسته می شود

سمانه مصدق

 

........................................................................

 

این نوشته ایه که از تو یه فایل قدیمی پیدا کردم.برای ۲سال پیش.چقدر اون موقع عشقولی تر بودیما

دلم نیومد نذارم.البته یشنیز جونم تو وورد برای خودم نوشته بودم که الان میذارم:

سلام

اقایی جونم نازم عسلم گلم قربونت برم فدات شم چیه؟

چند وقته چت شده؟از وقتی از اموزشی اومدی داغونی.خیلی زیاد شدید

نمیخوای به خانومی بگی؟دارم از غصه دق میکنم.

من عاشقتم بیشتر از قبل و عاشقانه میپرستمت.

تو پستهای قبلی نوشتم که کم اوردم.اون موقع عصبانی بودم والان  رسما معذرت میخوام

الانم اگه  حرف بزنی مثل همیشه سراپا گوشم....با تمام وجود عاشقتم و میخوام

که درکت کنم و کنارت باشم.

کناره گیر شدی.گوشه گیر و ساکت.گریه میکنی.کم حرف میزنی.بهونه میگیری

اما بازم دلت مهربونه و منم باز عاشقانه میپرستمت.چیکار کنم؟این فاصله ها دست من نیست

توبگو چیکار کنم بی چون و چرا میگم چشم.اخه مجنون توام.میفهمی؟؟؟

دوست دارم مثل قبل باشی شاد پر انرزی و خنده رو.میترسم ازم دورشی.

بیا کنارم.بذار مثل قبل از ثانیه هامون لذت ببریم

ته نوشت:بیشتر از قبل بهت ایمان اوردم خدای زمینیه منه

 

………………………………………

……………………………………….

 

نوشته شده توسط :من و تو = خودمون | لينک ثابت |پنجشنبه بیست و پنجم تیر 1388|

موضوع:

همه پیوند ها سر جاشون اومدن مثل قبل
نوشته شده توسط :من و تو = خودمون | لينک ثابت |پنجشنبه بیست و پنجم تیر 1388|

موضوع:

مثل اینکه کلی از دوستامون پریدن هرکی که قبلا باهامون همسفر بود ادرس وبش رو برامون بذاره.اخه همش پریده

راستی من یه نسخه پشتیبان قبلا سیو کردم کسی میدونه چجوری میشه کاربردیش کرد؟

اخه بلد نیستیم:(

خیلی خیلی دلم براتون تنگ شده بودااااااااااااااااا

نوشته شده توسط :من و تو = خودمون | لينک ثابت |پنجشنبه بیست و پنجم تیر 1388|

موضوع:

من دوباره متولد شده ام
و این بار آن قدر دیوانه ترم
که خوابگرد شده ام
و در دوره ای که کسی چه می داند شعر چیست
و قرار است همه چیز علمی بررسی شود
هیچ علمی
سر از دیوانگی ام در نمی آورد
من اما خوب می دانم
قضیه از این قرار است
که عاشق مرده ام

نوشته شده توسط :من و تو = خودمون | لينک ثابت |پنجشنبه بیست و پنجم تیر 1388|



موضوعات

لینک دوستان

عکسامون
زهرا
شکلات تلخ
این وبلاگ عنوان ندارد...
افشین خان(پسر عمه ی گیشنیز)
GamBleR
یه قدم مانده به تو(يه وب گروهي از همه ي دوستان تو همين وب)
ترمه
خورجين
رها
شادي
نانا
ديوونه خونه من
شيلا
شادي
monnom
دزيره
آفتابگردان
آرتينا
مريم
فائزه
مريم
هدي
عسلي
مريم احمدي
مترسک
الهام
ساراناز
من
یاس سفيد
سارا

SHophaa
Far30Mobile
فروشگاه شاپ ها
قالب وبلاگ- آموزش فتوشاپ


آرشیو دفتر

مرداد 1388
تیر 1388
خرداد 1388


نویسنده وبلاگ :

من و تو = خودمون

آمار سایت
كاربران آنلاين: نفر
تعداد بازديدها:
RSS

کد های جاوا


Copyright by © www.TakTemp.com & www.shophaa.com & www.j28.ir